
اين روزها شاهد هستيم كه بسياري از روستاها به شهر تبديل مي شود.
همين طور تعدادي از شهرهابه همان دليلي كه روستا به شهر تبديل شده، به شهرستان تغييرنام پيدا مي كند و ساكنان برخي از شهرستانها هم فكر مي كنند اگر به مركز استاني جديد تبديل شوند، رفع تبعيض شده،مي توانند يك شبه ره توسعه چند ده ساله را طي كنند واز رئيس قوه مجريه درخواست استان شدن دارند.
آنان کلي پي گيري مي کنند و اگر پي گيري جواب نداد با درگيري و ايجاد تشنج مجوز استان شدن را دريافت مي كنند!
جديدا" هم كه رئيس جمهور افزايش جمعيت را شرط اساسي براي استان شدن قرار داد و بدين ترتيب بايد اين احتمال داده شود كه در آينده همه روستاهاي ما اگر دستورالعمل رئيس جمهور را دقيقا اجرا كنند شرط لازم براي استاني مستقل و پرجمعيت را كسب مي كنند!
در نهايت با اين گونه اقدامات غير كارشناسي و بدون ضابطه، كشور به جاي آن كه با توسعه مناسب و رشد موزون همراه باشد، به يك روستاي بزرگ تبديل مي گردد و به عبارتي "هر روستا يك كشور و كل كشور يك روستا "مي شود.
اين حرکت نامعقول اگر متوقف نشود،بايد شاهد وضعيت نا مناسب تري در آينده باشيم، بايد به ساكنان اين روستاها و مسئولاني كه سريع روند شهرشدن روستا را تصويب مي كنند،گفت: " با حلوا حلوا گفتن دهان شيرين نمي شود"!
با نصب تابلو، مشكل عقب افتادگي حل نمي گردد و تبديل روستا به شهر بدون فراهم كردن زمينه لازم كه بي ترديد امكاناتي را مي طلبد غير از ايجاد توقع در مردم دردي را از انها دوا نخواهد كرد.
بگذاريد روستا همان روستا بماند،به آنها ابزار توليد بدهيد، از محصولات آنها حمايت كنيد تا هوس مهاجرت به شهر يا شهرشدن روستا را نكنند.